اگر اهل گشتوگذار در دنیای موسیقی محلی و پاپ ایرانی باشید، محال است که آهنگ محسن لرستانی لیلا جان مادرت را نشنیده باشید یا دستکم یک بار با ریتم غمگین و سوزناکش بغض نکرده باشید. این آهنگ فقط یک قطعه موسیقی ساده نیست؛ بلکه بخشی از خاطرات جمعی نسلی است که با صدا و تحریرهای خاص محسن لرستانی بزرگ شدهاند. لرستانی هنرمندی است که توانست سبک خاصی از موسیقی "کوچه بازاری" را با تمهای لری و کردی ترکیب کند و مستقیماً قلب مخاطب را نشانه برود.
اما چرا این آهنگ اینقدر گل کرد؟ بیایید صادق باشیم، در موسیقی ما آهنگهای زیادی با نام "لیلا" ساخته شدهاند، اما نسخهای که محسن لرستانی خوانده، حال و هوای دیگری دارد. در این مقاله میخواهیم کمی خودمانیتر درباره این اثر صحبت کنیم و ببینیم چرا هنوز هم بعد از گذشت سالها، وقتی توی ماشین یا در یک مهمانی خانوادگی پخش میشود، همه ناخودآگاه با آن همخوانی میکنند.
چرا این آهنگ هنوز هم شنیدنی است؟
شاید اولین چیزی که در آهنگ محسن لرستانی لیلا جان مادرت جلب توجه میکند، صداقت و عریانی احساسات در صدای خواننده است. محسن لرستانی از آن دسته خوانندههایی نیست که بخواهد با تکنیکهای عجیب و غریب یا فالستوهای بی مورد خودش را نشان دهد. او صاف و پوستکنده میخواند. وقتی میگوید "لیلا جان مادرت"، شما واقعاً استیصال و خواهش را در صدایش حس میکنید.
این آهنگ در دورانی منتشر شد که موسیقی محلی داشت کمکم جای خودش را در پلیلیستهای جوانان شهری هم باز میکرد. لرستانی با استفاده از المانهای موسیقی کرمانشاهی و لکی، پلی زد بین موسیقی سنتی مناطق غرب کشور و سلیقه عام مردم. ریتم آهنگ طوری طراحی شده که هم غمگین است و هم یک جور انرژی خاصی دارد که باعث میشود در ذهن بماند.
داستانی از دل کوچه و خیابان
بسیاری از طرفداران معتقدند که جذابیت اصلی آهنگ محسن لرستانی لیلا جان مادرت در داستانگو بودن آن است. اشعار لرستانی معمولاً حکایت از عشقی ناکام، خیانت یا تمنایی بیپایان دارند. در این آهنگ، مخاطب با مردی روبروست که تمام غرورش را کنار گذاشته و به عزیزترین قسمها متوسل شده تا معشوقش را نگه دارد.
عبارت "جان مادرت" در فرهنگ ما ایرانیها سنگینترین قسم ممکن است. وقتی کسی این قسم را میخورد، یعنی دیگر هیچ راهی برایش باقی نمانده. استفاده از این تعبیر در ترانه، هوشمندی شاعر و خواننده را میرساند؛ چون مستقیماً با فرهنگ و باورهای عامه مردم گره خورده است. به همین خاطر است که شنونده احساس غریبی نمیکند و خودش را جای شخصیت اصلی داستان میگذارد.
محسن لرستانی؛ صدایی از جنس مردم
اگر بخواهیم صادقانه نگاه کنیم، محسن لرستانی مسیر متفاوتی را در موسیقی طی کرد. او بدون حمایت رسانههای بزرگ یا شرکتهای تبلیغاتی خفن، فقط از طریق ضبطهای استودیویی ساده و پخش شدن آهنگهایش در ضبط ماشینها و گوشیهای موبایل به شهرت رسید. آهنگ محسن لرستانی لیلا جان مادرت یکی از همان قطعاتی بود که دهان به دهان چرخید و او را به یکی از محبوبترین خوانندههای مجالس و جشنها تبدیل کرد.
صدای او خش خاصی دارد که برای خواندن آهنگهای غمگین ساخته شده است. او میداند کجا باید صدایش را رها کند و کجا باید آن را به لرزه درآورد. این سبک که به آن "موسیقی لاتی" یا "موسیقی خیابانی" هم گفته میشود، طرفداران پر و پا قرصی دارد که با هر بیت آن زندگی میکنند.
تنظیم و ملودی آهنگ
از نظر موسیقایی، نباید انتظار یک ارکستر سمفونیک بزرگ را داشته باشید. تنظیم آهنگ محسن لرستانی لیلا جان مادرت ساده، خلوت و متکی بر کیبورد و سازهای الکترونیک رایج در موسیقی پاپ-محلی است. اما همین سادگی نقطه قوت آن است. ملودی به قدری روان است که بعد از دو بار گوش دادن، میتوانید ملودی اصلی را زمزمه کنید.
ریتم آهنگ هم طوری انتخاب شده که با ضربان قلب هماهنگ است؛ نه آنقدر تند که نتوان با آن ارتباط حسی برقرار کرد و نه آنقدر کند که حوصله سربر باشد. این تعادل باعث شده که آهنگ هم در لحظات تنهایی و غم کاربرد داشته باشد و هم در جمعهای دوستانه.
تاثیر فرهنگی و نوستالژی
عجیب است که چطور یک آهنگ میتواند به نماد یک دوره تبدیل شود. برای خیلیها، آهنگ محسن لرستانی لیلا جان مادرت یادآور روزهایی است که هنوز شبکههای اجتماعی اینقدر فراگیر نشده بودند و موسیقیها از طریق بلوتوث یا سیدیهای رایت شده پخش میشدند.
این آهنگ توانست مرزهای جغرافیایی را هم بشکند. فرقی نمیکرد شما در تهران باشید، در سنندج یا در اهواز؛ صدای محسن لرستانی همه جا شنیده میشد. او توانست لهجه و لحن زیبای غرب کشور را به گوش همه برساند و نوعی اتحاد موسیقایی ایجاد کند. لیلا در این آهنگ، نماد تمام معشوقههایی است که رفتنشان داغی بر دل گذاشته است.
چرا نام "لیلا"؟
در ادبیات و موسیقی ما، "لیلا" همیشه جایگاه ویژهای داشته است. از لیلی و مجنون نظامی گنجوی گرفته تا دهها آهنگ پاپ معاصر. اما لیلایِ محسن لرستانی کمی زمینیتر و ملموستر است. او نه یک فرشته دستنیافتنی، بلکه دختری است که در همین نزدیکیها زندگی میکند و حالا دارد از دست میرود. قسم دادن به جان مادر، این رابطه را از یک فضای فانتزی خارج کرده و به آن رنگ و بوی واقعیت بخشیده است.
متن آهنگ و ارتباط آن با مخاطب
متن آهنگ محسن لرستانی لیلا جان مادرت پر است از اصطلاحات و کلماتی که شاید در شعر کلاسیک جایی نداشته باشند، اما در زبان محاوره بسیار پرقدرت هستند. وقتی او میگوید "بسه دیگه بهونه نگیر"، ما دقیقاً میفهمیم چه میگوید. این زبانِ بدون واسطه، همان چیزی است که موسیقی امروز گاهی کم دارد. ما گاهی خسته میشویم از استعارههای پیچیده و دلمان میخواهد کسی حرف دلمان را همانطور که هست، فریاد بزند.
بسیاری از جوانها با این آهنگ تمرین خوانندگی کردند یا در خلوت خودشان با آن گریه کردند. این یعنی آهنگ کار خودش را انجام داده است. هنر واقعی همین است؛ اینکه بتوانی روی احساسات مخاطب تاثیر بگذاری، فارغ از اینکه چقدر هزینهی تولید اثر شده باشد.
جایگاه فعلی محسن لرستانی
با وجود تمام حواشی و مشکلاتی که در این سالها برای محسن لرستانی پیش آمد، محبوبیت او و آهنگهای قدیمیاش مثل همین قطعه "لیلا"، ذرهای کم نشده است. هنوز هم در گوگل، عبارت آهنگ محسن لرستانی لیلا جان مادرت یکی از پرجستجوترینهاست. این نشان میدهد که موسیقی خوب، تاریخ انقضا ندارد. حتی اگر سبکهای جدیدی مثل رپ یا ترپ وارد بازار شده باشند، باز هم یک جای خالی برای این مدل موسیقی سنتی-پاپ در دل مردم وجود دارد.
کلام آخر
در نهایت، باید گفت که آهنگ محسن لرستانی لیلا جان مادرت فراتر از یک ملودی ساده، یک پدیده اجتماعی در موسیقی عامهپسند ایران است. اگر تا به حال این آهنگ را با دقت گوش ندادهاید، پیشنهاد میکنم یک بار فارغ از هرگونه پیشداوری، به صدای محسن لرستانی و آن سوز نهفته در کلامش گوش بسپارید. شاید شما هم مثل هزاران نفر دیگر، در لابلای این ابیات، بخشی از خاطرات یا دلتنگیهای خودتان را پیدا کنید.
این آهنگ به ما یادآوری میکند که گاهی سادهترین کلمات و قسمها، اگر از ته دل برآیند، میتوانند تا سالها در گوش یک ملت ماندگار شوند. محسن لرستانی با این اثر ثابت کرد که برای ماندگار شدن، نیازی به ابزارهای پیچیده نیست؛ فقط کافیست بلد باشی چطور با زبانِ مردم، از دردها و عشقهایشان بگویی.